تقدیم به شهید والا مقام شیخ نمر

 

روییده باز لالۀ سرخی به روی دار

داغی دگر رسیده به دل‌های داغ‌دار

دستی گرفته راه گلو را، نفس کم است

مشتی به خشم قلب مرا می‌دهد فشار

ما را به جرم عشق به زنجیر می‌کشند

آه از حصار تنگ ستم، آه از حصار..

بحرین، نیجریه، یمن، قدس، سوریه

دیگر گذشته غصه‌ی ما از صد و هزار...

اما هر آنچه داغ کشیدیم و می‌کشیم

در کوره‌های سرخ، به ما می‌دهد عیار

دیروز، آن نهال که تحریم آب شد

خون خورد و حال سرو بلندی‌ست استوار

"والیل"، ما ستاره‌ی بیدار این شبیم

چیزی نمانده تا سحر سبز، "و النهار

 

معصومه فراهانی