شمارهٔ ۴۶۲
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:53 AMایا گرفته مه وآفتاب نور از تو
بمرگ حالم نزدیک گشت دور از تو
زدیده ودل من ای همه بتو نگران
مپوش رو که دل و دیده راست نور از تو
بهشت بی تو مرا دوزخیست، از برمن
مرو که خانه بهشتیست پر ز حور ازتو
چو می روی همه در ماتمند عشاقت
بیا که ماتم عشاق هست سور ازتو
زفرقت تو ندانم که حال من چه شود
نه مایلی تو بمن نی منم صبور ازتو
اگرچه در طلب از ما فتورها باشد
تو منعمی نبود در عطا فتور ازتو
زحزن گر طرف دیگری بود هرگز
چه غمخورد چو دلی را بود سرور ازتو
بنفس مرده عشق تواند زنده دلان
بجان حیات پذیرند در قبور ازتو
بلطف خود مددش کن که سیف قرغانی
همی خوهد مدد اندر همه امور ازتو