شمارهٔ ۴۵۴
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:49 AMاز تو تا کی حال ما باشد چنین
با تو خود حالی کرا باشد چنین
هرزمان عشق توام گوید بطنز
به کنم کار تو تا باشد چنین
گویمش خون شد دل من درغمت
گویدم غم نیست تا باشد چنین
هرکس از عشق تو دارد حاصلی
بنده بی حاصل چرا باشد چنین
من چو درعشق ازکسی کمتر نیم
از تو می پرسم روا باشد چنین؟
من درین اندیشه ام کاندر جهان
هیچ خوبی بی وفا باشدچنین؟
خود نپندارم وفا آید ز من
رو ومویی گر مرا باشد چنین
بوسه یی درخواست کردم ز لبش
گفت یعنی بی بها باشد چنین؟
گفتمش جان می دهم، خندید و گفت
بوسه ارزان ترا باشد چنین؟
از چو شاهی تو که کس همچون تو نیست
همچو من کس را سزا باشد چنین؟
دلبرا مپسند کز درگاه تو
سیف فرغانی جدا باشد چنین