شمارهٔ ۳۵۵
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:39 AMما جان فدای آن رخ نیکوش می کنیم
در مه نظر از آرزوی روش می کنیم
بی اوچنانکه عادت سودا پزان بود
هردم چو آب از آتش دل جوش می کنیم
بهر شراب شادی روز وصال او
هر شب هزار جرعه غم نوش می کنیم
گر نقره (پیش) آیدوگر زر فتد بدست
در کار یار سیم بناگوش می کنیم
از طعنهای دشمن و غمهای دوستان
با او حدیث خویش فراموش می کنیم
دشمن که دست ما بدهانش نمی رسد
چندین زبان درازی او گوش می کنیم
در کوی او دویم چو سگ هر شب وبروز
برخاک راه خفته وخاموش می کینم
دشمن چو شب روست چو سگ بانگ می زنیم
سگ در پیست خواب چو خرگوش می کنیم
بر یاد دوست هر شب با شاهد خیال
پا در فراش ودست در آغوش می کنیم
ما در سماع خرقه خود چون قمیص گل
پاره ز عشق سرو قبا پوش می کینم
هر روز همچو سیف زدلهای پر گهر
گنجی دفین هر شکن موش می کنیم