شمارهٔ ۳۱۹
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:39 AMزهی از جمال تو گشته جهان خوش
رخت همچو مه خوب وتن همچو جان خوش
کسی کو بهر جای خوش نیست با تو
مبادا برو هیچ جا در جهان خوش
من از ناخوشی فراق تو خسته
تو در خلوت وصل با دیگران خوش
زتلخی غمهای شیرین گوارت
دل عاشقان چون زحلوا دهان خوش
همی دار با عاشقان زآنکه داری
چوگل روی نیکو چو بلبل زبان خوش
نه عاشق بود کش بخوردن نباشد
غم عشق تو همچو در قحط نان خوش
بدنیای دون غافل از کار عشقت
چو گربه زموش وسگ از استخوان خوش
چو گربه درین خانه گر ره بیایم
چو سگ جای سازم برین آستان خوش
که هر ذره یی بر زمین در تو
چو خورشید وماهند بر آسمان خوش
ایا دوزخ تو تویی گرتو خواهی
که وقتت چو جنت بود جاودان خوش
بترک دو عالم نمازی نیت کن
در دوست را همچو قرآن بخوان خوش
کسی را که مقصود دیدار باشد
سرش نیست با حور ودل با جنان خوش
نگر سیف فرغانیا تا نباشی
ببازی درین کوی چون کودکان خوش