شمارهٔ ۲۵۱
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:29 AMهرکرا داد سعادت بلقای تو نوید
تا ابد بر سر کویت بنشیند بامید
بی خبر از رخ نیکوی تو بر پشت زمین
آنچنان زست که بر روی سیه چشم سپید
گل مهرت عجب از دوحه استعدادش
همچو میوه ز سپیدار و شکوفه از بید
ای گدایان ترا ننگ ز مال قارون
وی غلامان ترا عار ز ملک جمشید
روشنایی جمال ای رخ تو رشک قمر
هست تابنده ز روی تو چو نور از خورشید
در بر مطرب ما می شنود گوش رباب
ناله عشق تو زابریشم چنگ ناهید
بنده را صفحه روییست بزردی چو قلم
ای ترا نقطه خالی بسیاهی چو مدید
این صحیح است که در هر دهنی از عشقت
ما حدیثیم ولیکن بتو داریم اسنید
سیف فرغانی وصلت بدعا می خواهد
نبود دعوت مضطر ز اجابت نومید