شمارهٔ ۲۶۱
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:28 AMترا به زمن هم نفس کم نیاید
چو تو شکری را مگس کم نیاید
مرا گر ز رویت نفس منقطع شد
چوآیینه باشد نفس کم نیاید
مرا همچو تو هیچ کس نیست لیکن
ترا همچو من هیچ کس کم نیاید
مرا در سرای جان هوسهاست با تو
اسیر هوا راهوس کم نیاید
من ارباشم و گر نباشم غمت را
بجای دگر دست رس کم نیاید
وگر ناله وزاری من نباشد
درآن کاروان زین جرس کم نیاید
اگر شحنه ازکار معزول گردد
شب شهریان را عسس کم نیاید
بدین حسن رخ ازپی عشق بازی
برین نطع چون من فرس کم نیاید
تو دامی همی نه که مرغی درافتد
توآتش همی کن که خس کم نیاید
ببختی که داریم وحسنی که داری
ترا مرغ و مارا قفس کم نیاید
اگر رفت بی مونسی سیف ازین در
چو تو مصطفی را انس کم نیاید