شمارهٔ ۲۳۸
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:27 AMبا رخ خوب تو قمر چه بود
بالب لعل توشکر چه بود
پیش گفتار تو شکر چه زند
پیش رخسار تو قمر چه بود
آرزو دارم از تو من نظری
خود مرا آرزو دگر چه بود
وعدها کردی و نکرد وفا
ای بخیل آخر این قدرچه بود
جان دهم در بهای وصل تو لیک
قیمت جان مختصر چه بود
گوهر کان جسم ما جانست
چون بدادیم قدر زر چه بود
بدهان دلی زجان شده سیر
بخورم جز غم تو هرچه بود
چند گویی بمن که خواهم رفت
آخر این رفتن تو برچه بود
غرضت قصد سیف فرغانیست
ورنه مقصودت ازسفر چه بود