شمارهٔ ۲۰۵
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:25 AMعاشقانی که مبتلای تواند
پادشاهند چون گدای تواند
حزن یعقوبشان بود زیرا
هر یک ایوب صد بلای تواند
گرچه دارند در درون صد درد
همه موقوف یک دوای تواند
دل قومی بوصل راضی کن
که بجان طالب رضای تواند
مرده عشق و زنده امید
زنده ومرده از برای تواند
آفت عقل و هوش اهل نظر
چشم و ابروی دلربای تواند
ای سلیمان بدستگاه مکوب
سر موران که زیر پای تواند
یک زبانند در ملامت ما
این دو رویان که در قفای تواند
عالمی همچو سیف فرغانی
با چنین حسن مبتلای تواند