شمارهٔ ۱۹۷
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:24 AMحسن تو بر ماه لشکر می کشد
عشق تو بر عقل خنجر می کشد
جان من بی تو ز تن در زحمتست
رنج یوسف از برادر می کشد
هرکرا عشقت گریبان گیر شد
از دو عالم دامن اندر می کشد
از تمنای کلاه وصل تست
هر که بی تو زحمت سر می کشد
بر سر کویت ز عزت آفتاب
خاک را چون سایه در بر می کشد
در پی تو رهبر عشقت مرا
هر زمان در کوی دیگر می کشد
در ره عشقت ترازو دار چرخ
مفلسی را همچو زر بر می کشد
گردن جانم ز گوهرهای تو
همچو گوشت بار زیور می کشد
می خورد اندوه هجر از بهر وصل
جام زهری بهر شکر می کشد
سالها شد کز پی ابریشمی
روی بربط زحمت خر می کشد
سیف فرغانی سخنها گفت لیک
محرمی چون نیست دم در می کشد
در سخن دلرا مدد از روی تست
معدن از خورشید گوهر می کشد