شمارهٔ ۱۵۶
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:22 AMدل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد
جان طاقت هجرتو ازین بیش ندارد
از عاقبت عشق تو اندیشه نکردم
دیوانه دل عاقبت اندیش ندارد
مه پیش تو ازحسن زند لاف ولیکن
او نوش لب و غمزه چون نیش ندارد
ازمرهم وصل تو نصیبی نبود هیچ
آن را که زعشق تو دل ریش ندارد
خود عاشق صاحب نظر از عمر چه بیند
چون آینه روی تو در پیش ندارد
از دایره عشق دلا پای برون نه
کآن محتشم اکنون سر درویش ندارد
چون سیف هرآنکس که ترا دید بیکبار
بیگانه شد از خلق وسر خویش ندارد