شمارهٔ ۱۱۲
پنج شنبه 12 فروردین 1395 10:17 AMماه پیش رخ تو تاب نداشت
تاب روی تو آفتاب نداشت
عقل با عشق تو ثبات نکرد
شمع آتش بدید وتاب نداشت
عاشق روی همچو خورشیدت
شب چو چشم ستاره خواب نداشت
آنچنان روی چون توان دیدن
که به جز نور خود نقاب نداشت
در جهان هیچ چیز جز عشقت
بهر مستی ما شراب نداشت
دل که در وی نباشد آتش عشق
چشمه زندگیش آب نداشت
بزبان کرم سگم خواندی
چون منی حد این خطاب نداشت
عاقل از عشق هیچ بهره نیافت
خارجی مهر بو تراب نداشت
عقل اگر چند عقدها حل کرد
مشکل عشق را جواب نداشت
علم بی عشق هیچ سود نکرد
عمل مبتدع ثواب نداشت
بر در دوست سیف فرغانی
بجز از خویشتن حجاب نداشت