غزل شمارهٔ ۳۰۸
چهارشنبه 11 فروردین 1395 5:09 PMچیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
طرف گلزار به زیر کله پنهان کردن
زلف را شانه زدی باز چه رسم آوردی
کفر درهم شده را پردهٔ ایمان کردن
ای گل باغ الاهی ز که آموختهای
دیدهها را به دو رخسار گلستان کردن
خاک در دیدهٔ خورشید زدن تا کی ازین
دامن شب را از روز گریبان کردن