غزل شمارهٔ ۷۴
چهارشنبه 11 فروردین 1395 4:49 PMای مستان خیزید که هنگام صبوحست
هر دم که درین حال زنی دام فتوحست
آراست همه صومعه مریم که دم صبح
صاحبت خبر گلشن و نزهتگه روحست
یک مطربتان عقل و دگر مطرب عشقست
یک ساقیتان حور و دگر ساقی روحست
طوفان بلا از چپ و از راست برآمد
در باده گریزید که آن کشتی نوحست
باده که درین وقت خوری باده مباحست
تو به که درین وقت کنی توبه نصوحست
خود روز همه نوبت تن خواهد بود
هین راح که این یک دودمک نوبت روحست
وز می خوش خسب گزین صبح سنایی
تا صبح قیامت بدمد مرد صبوحست