غزل شمارهٔ ۹۷
چهارشنبه 11 فروردین 1395 4:47 PMدلم با عشق آن بت کار دارد
که او با عاشقان پیکار دارد
به دست عشقبازی در فتادم
که او عاشق چو من بسیار دارد
دل من عاشق عشقست و شاید
که از من یار دل بیزار دارد
کرا معشوق جز عشقست از آنست
که او آیینهٔ زنگار دارد
یکی باغست این پر گل ولیکن
همه پیرامن او خار دارد
نبیند هرگز آنکس خواب را روی
که عشق او را شبی بیدار دارد
نه هموارست راه عشق آنکس
که با جان عشق را هموار دارد
غم جانان خرد و جان فروشد
کسی کو ره بدین بازار دارد