غزل شمارهٔ ۷۸۵
دوشنبه 2 فروردین 1395 2:20 PMای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
خسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو
بجفا بر سر یاران وفادار میا
بوفا از پی خصمان جفا کار مرو
چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنم
مکن ای یار ز من بشنو و زنهار مرو
ای دل ار شور شکر خندهٔ شیرین داری
همچو فرهاد بده جان و بکهسار مرو
تیره شب در شکن طرهٔ دلدار مپیچ
و گرت راه غلط شد به شب تار مرو
بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذار
در پی مهره بسر در دهن مار مرو
گر بود برگ گل سوریت از خار مترس
ور هوای چمنت نیست بگلزار مرو
اگرت خرقه سالوس شود دامنگیر
با مرقع به در خانهٔ خمار مرو
اگر از کعبه بمیخانه کشندت خواجو
برو ای خواجه و از میکده هشیار مرو