غزل شمارهٔ ۵۸۰
دوشنبه 2 فروردین 1395 1:39 PMسری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق
الا یا راهب الدیر فهل مرت بک النوق
فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران
وفوق النوق خیمات و فی الخیمات معشوق
سزد گردست گیریدم که کار از دست بیرون شد
اخلائی اغیثونی وثوب الصبر ممزوق
مقیم از گلشن طبعم نسیم شوق میآید
ومن راسی الی رجلی حدیث العشق منموق
کجا از روضهٔ رضوان چنان حوری برون آید
لطیف الکشح ممسوخ من الفردوس مسروق
بکام دشمنم بی او و او با دشمنم همدم
نصیبی منه هجران و غیری منه مرزوق
خوشا با دوستان خواجو شراب وصل نوشیدن
و بالطالسات والکاسات مصبوح و مغبوق