غزل شمارهٔ ۶۲۵
دوشنبه 2 فروردین 1395 1:36 PMچو نام تو در نامهئی دیدهام
به نامت که بردیده مالیدهام
بیاد زمین بوس درگاه تو
سرا پای آن نامه بوسیدهام
ز نام تو وان نامهٔ نامدار
سر بندگی بر نپیچیدهام
جز این یک هنر نیست مکتوب را
و گرهست یاری من این دیدهام
که آنها که در روی او خواندهام
جوابی ازو باز نشنیدهام
قلم چون سر یک زبانیش نیست
از آن ناتراشیده ببریدهام
ولی اینکه بنهاد سر بر خطم
ازو راستی را پسندیدهام
زبانم چو یارای نطقش نماند
زبانی ز نی بر تراشیدهام
بیا ای دبیر ار نداری مداد
سیاهی برون آور از دیدهام
چو زلف تو شوریده شد حال من
ببخشای برحال شوریدهام
سیه کردهام نامه از دود دل
سیه روتر از خامه گردیدهام
چو خواجو درین رقعه از سوز عشق
بنی آتشی تیز پوشیدهام