غزل شمارهٔ ۴۲۵
دوشنبه 2 فروردین 1395 1:13 PMمشنو که چراغ دل من روی تو نبود
یا میل من سوخته دل سوی تو نبود
مشنو که هر آنکس خبر از عالم جانست
آئینه جانش رخ دلجوری تو نبود
مشنو که سر زلف عروسان بهاری
آشفتهٔ آن سنبل گلبوی تو نبود
مشنو که دل خستهٔ دیوانه ما را
شوریدگی از سلسلهٔ موی تو نبود
مشنو که گر آن طرهٔ زنگی وش هندوست
ترک فلکی بندهٔ هندوی تو نبود
مشنو که چو در گوشهٔ محراب کنم روی
چشمم همه در گوشهٔ ابروی تو نبود
مشنو که گر از هر دو جهان روی بتابم
مقصود من از هر دو جهان روی تو نبود
مشنو که شبی تا سحر از آتش سودا
منزلگه من خاک سر کوی تو نبود
مشنو که پریشانی و بیماری خواجو
از زلف کژ و غمزهٔ جادوی تو نبود