غزل شمارهٔ ۳۰۵
دوشنبه 2 فروردین 1395 12:59 PMهمه گنج جهان ماری نیرزد
گل بستان اوخاری نیرزد
به بازاری که نقد جان روانست
رخی چون زر بدیناری نیرزد
اگر صوفی می صافی ننوشد
بخاک پای خماری نیرزد
مرا گر زور و زر داری میازار
که زور و زر به آزاری نیرزد
خروش چنگ و نای و نغمه زیر
به آه و نالهٔ زاری نیرزد
منه دل برگل باغ زمانه
که گلزارش به گلزاری نیرزد
فلک را از کمر بندان درگاه
کله داری کله داری نیرزد
در آن خالی که حالی نیست منگر
گه از شه مهره شه ماری نیرزد
مکن تکرار فقه و بحث معقول
چرا کاین هر دو تکراری نیرزد
برون شو زین نشیمن کاندرین ملک
سریر خسروی داری نیرزد
دوای درد خواجو از که جویم
که آن بیمار تیماری نیرزد