غزل شمارهٔ ۲۶۹
دوشنبه 2 فروردین 1395 12:56 PMکاروان ختنی مشک ختا میآرد
یا صبا نکهت آن زلف دوتا میآرد
لاله دل در دم جانبخش سحر میبندد
غنچه جان پیشکش باد صبا میآرد
مرغ را گل باشارت چه سخن میگوید
باز هدهد چه بشارت ز سبا میآرد
میرسد قاصدی از راه و چنان میشنوم
که ز سلطان خبری سوی گدا میآرد
ای عزیزان چه بشیرست که از جانب مصر
مژده یوسف گمگشتهٔ ما میآرد
ظاهر آنست که مرغ دل مشتاقانرا
دانهٔ خال تو در دام بلا میآرد
میگشاید مگر از نافهٔ زلفت کارش
ورنه باد این دم مشکین ز کجا میآرد
هندوی پر دل شوریده که داری ز قفا
ای بسا دل که کشانت ز قفا میآرد
خواجو از قول مغنی نشکیبد ز آنروی
هر زمان پردهسرا را بسرا میآرد