غزل شمارهٔ ۴۷
دوشنبه 2 فروردین 1395 12:33 PMای کرده ماه را از تیره شب نقاب
در شب فکنده چین بر مه فکنده تاب
مشک است یا خط است یا شام شب نمای
ماه است یا رخ است یا صبح شب نقاب
با سرو قامتت شمشاد گو مروی
با ماه طلعت خورشید گو متاب
ای برده آب من زان لعل آبدار
وی بسته خواب من زان چشم نیمخواب
چون آتش رخت برد آبروی من
زان آب آتشی بر آتشم زن آب
زلف تو بر رخت شام است برسحر
عشق تو در دلم گنج است در خراب
ای سرو سیمتن صبح است در فکن
در جام آبگون آن آتش مذاب
خادم! بسوز عود، مطرب! بساز چنگ،
بلبل! بزن نوا، ساقی! بده شراب
صوفی چو صافئی درد مغان بنوش
خواجو چو عارفی روی از بتان متاب