شمارهٔ ۴۰
دوشنبه 2 فروردین 1395 11:19 AMزین اشارت که کرد خاقانی
سر فراز است بلکه تاجور است
پشت خم راست دل به خدمت تو
همچو نون والقلم همه کمر است
بختم از سرنگونی قلمش
چون سخنهای او بلند سر است
سیم و شکر فرستم و خجلم
که چرا دسترس همین قدر است
شعر گفتم به قدر سیم و شکر
مختصر عذرخواه مختصر است
شکر و سیم پیش همت او
از من و شعر شرمسارتر است
خود دل و طبع او ز سیم و شکر
کان طمغاج و باغ شوشتر است
سیم و سنگ است پیش دیدهٔ آنک
هر تراشش ز کلک او گهر است
اتصال نجوم خاطر او
فیض طبع مرا نویدگر است
زین سپس ابروار پاشم جان
این قدر فتح باب ماحضر است
تا ابد نام او بر افسر عقل
مهر بر سیم و نقش بر حجر است