غزل شمارهٔ ۳۴۹
یک شنبه 1 فروردین 1395 6:11 PMز بدخوئی دمی خو وانکردی
مراعاتی بجای ما نکردی
بر آن خوی نخستینی که بودی
از آن یکذره کمتر وانکردی
بجای من که بر عهد تو ماندم
ز بدعهدی چه ماندت تا نکردی
مگر لطفی که از تو چشم دارم
در آن عالم کنی، کاینجا نکردی
کجا یک وعدهام دادی که در پی
هزار امروز را فردا نکردی
پی یک بوسه گرد پایهٔ حوض
بسی گشتم، تو دل دریا نکردی
شنیدی حال خاقانی که چون است
ولی بر خویشتن پیدا نکردی