غزل شمارهٔ ۲۶۰۳
جمعه 28 اسفند 1394 9:24 PMننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه
تا بصیرت بر دیانت نیست معراج است جاه
زبن چمن رشکیست بر اقبال وضع غنچهام
کز شکست دل دهد آرایش طرف کلاه
طالب وصلیم ما را با تسلی کار نیست
نالهگر از پا نشیند اشک میافتد به راه
درگلستانی که تخمی از محبت کاشتند
زخم می بالد گل اینجا ناله می روید گیاه
نقشبندان هوس را نسبتی با درد نیست
خامهٔ تصویر نتواند کشیدن مدّ آه
مایهٔ یمنی ندارد دستگاه آگهی
خانمان مردمان دیده میباشد سیاه
جلوه فرش توست اگر از شوخ چشمی بگذری
میشود آیینه چون هموار میگردد نگاه
تا ابد محو شکوه خلق باید بود و بس
شاه ما آیینه میپردازد ازگرد سپاه
بیتماشا نیست حیرتخانهٔ ناز و نیاز
عشق اینجا آه آهی دارد آنجا واه واه
چون نگه دردیدهٔ حیران ما مژگان گمست
جوهر آیینه در دیوار حل کردست کاه
سایه و تمثال محسوب زیان و سود نیست
حیف خورشیدیکه پرتو باز میگیرد ز ماه
زبرگردون هرزه شغل لهو باید زیستن
غیر طفلی نیست بیدل مرشد این خانقاه