غزل شمارهٔ ۶۵۹
جمعه 28 اسفند 1394 5:08 PMدر چمنگر طرف دامانت صبا خواهد شکست
بررخ هربرگگل رنگ حیا خواهد شکست
کی غبار خاطر هر آسیا خواهد شدن
تخمما چون آبله درزیرپا خواهد شکست
اعتماد مامن دیگر درین وادی کجاست
گرد ما برباد خواهد رفت یا خواهد شکست
اینچنینگر شور مستی از لبتگل میکند
در لب ساغر چوبویگل صدا خواهد شکست
نقش چندین جلوه در جمعیت دل بستهاند
بیخبر آیینه مشکن رنگها خواهد شکست
ما جنون آوارگان، آشفتگی سرمنزلیم
در خم دامان زلفیگرد ما خواهد شکست
خواب اسباب جهان رانعمتی جزیأس نیست
میهمانش ناشتا از ناشتا خواهد شکست
جرات ما نیست جزگرد نفس برهم زدن
نالهگر تازد همین قلب هوا خواهد شکست
تا دهد گردون، مراد خاطر ناشاد ما
دستها ازکلفت بار دعا خواهد شکست
هرکجا گرد کسادیها شود عبرت فروش
دیده نرخ آبروی توتیا خواهد شکست
طبع ما هم ازحوادث رنگ خواهد ریختن
شوخی تمثالگرآیینه را خواهد شکست
کو دماغ جستجوهایکنار نیستی
موج ما هم دردل بحربقا خواهد شکست
نیست بنیاد تعلق آنقدر سنگین بنا
این غباروهم را یک پشت پا خواهد شکست
بیدل ازبوی خود است آخرشکست برگگل
بال مارا شوخی پرواز ما خواهد شکست