لَمْ أتعَبْ قَطُّ مِنْ تَعْلِیمِ ما کُنْتُ تَعَلَّمْتُه، فَإنها الخِدمَةُ الوَحيدَةُ والمُتَواضِعَةُ التي أَتَمَکَّنُ مِنْ تَقدِیمِها إلی نَفسِي. 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 لَمْ أتعَبْ؛ خسته نشده ام (لم + فعل مضارع = ماضی نقلی منفی) قَطُّ؛ هرگز (برای تاکید نفی در گذشته به کار می رود، برای گفتن "هرگز"  مربوط به آینده از اسم " أبداً ً " استفاده می شود.) کُنْتُ تَعَلَّمْتُ؛ آموخته بودم (ماضی بعید) المُتَواضِعَة؛ ناچیز، کم أَتَمَکَّنُ (می توانم، همیشه با حرف اضافه " مِن "  می آید.) 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺 🌺  من از یاد دادن آنچه یادگرفته بودم، هرگز خسته نشده ام. این یگانه خدمت ناچیزی است که نسبت به خودم می‌توانم انجام بدهم. (كنفسيوس)