غزل شمارهٔ ۱۳۳
جمعه 30 بهمن 1394 8:17 AMجنبیدن این پرده دل افروز گواهیست
کندر پس این پرده پر از عربده ماهیست
بر صورت این پرده بزرگان شده حیران
وین خرده ندانسته که: در پرده چه شاهیست؟
این پرده به تلبیس کجا دور توان کرد؟
هر موی برین پرده جهانی و سپاهیست
ای آنکه درین پرده شما راست مجالی
زان پرده به در هیچ میابید، که چاهیست
این پرده نشین چیست؟ که ما را غرض امروز
بر صورت بیصورت این پرده نگاهیست
ای کوه بلا بر دل عشاق نهاده
آن پرده برانداز، که صد پرده به کاهیست
مطرب، تو بدین پرده که ما را بزدی راه
بنواز دگر باره، که خوش پرده و راهیست
آواز کسی راه در این پرده ندارد
هرگز،مگرآن نغمه که پشتی و پناهیست
زنهار!که تا دست طمع باز نگیری
از دامن این پرده، که پشتی و پناهیست
ای اوحدی، از در طلب خط نجاتی
روی از خط این پرده مپیچان، که گناهیست