چشمه‌ای  از نور

 اول شهر به چشمه‌ای آراسته است که از ملکوت می‌آید. نباید از آن بگذری که بدونآن سفر تو بی لطف است. به! چه خنکای دلنوازی دارد! جسم و جانت را با آن می‌شویی، آب که به صورتت می‌پاشی یک آسمان نور به چهره‌ات می‌تابد و آلودگیاز جانت چون برگ پاییزی بر زمین می‌ریزد و تو از چشمه نور وضو می‌گیری. شستن دستها و صورت و مسح سر و پا همه حکمتی دارد که پاک و پاکیزه به دیدار او بروی و با او هم کلام شوی. اکنون شاداب و با طراوت به سیر خود ادامه بدهید.

منبع:  کتاب: حدیث شیدایی