شمارهٔ ۴۳۷ - بزرگی به خانهٔ انوری رفت در تهنیت قدوم او گوید
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:56 PMمرحبا مرحبا درآی درآی
اثر خیر اثیر دین خدای
ای زمام قضا گرفته به دست
وی محیط فلک سپرده به پای
نه به از خدمت تو آلت جاه
نه به از همت تو مکنت جای
از نهیبت ستاره بیآرام
وز رکابت زمانه ناپروای
ای بر افلاک دست کرده به قدر
وی ز خورشید گوی برده به رای
به سر کوی بودهای که همی
به سجود اندر آمدست سرای
کای فلک با تو پست ره بگذار
وی جهان با تو خرد رخ بنمای
به کرم بر زمین من بخرام
به قدم در نهاد من بفزای
منزل ار در خور قدوم تو نیست
چه شود ساعتی به فضل به پای
تو همایی به فر و پر فکند
بر تر و خشک سایه پر همای
ای کمر بسته پیشت اختر سعد
اختر من تویی کمر بگشای
کردی آراسته سرای مرا
همچنین سال و مه همی آرای
چون رسم زحمتی همی آرم
چو رسی خدمتی همی فرمای
تا بود آسمان زمانهنورد
تا بود اختران فلکپیمای
باد عمر تو با زمانه قرین
باد قدر تو با فلک همتای