شمارهٔ ۳۸۴
سه شنبه 6 بهمن 1394 9:49 PMبسته دولت عهد با دورانش باد
تا بود پیوسته با دوران زمان
باد حاجت خرمی را با دلش
حاجتی که جسم دارد با روان
تیغ او جفت طبیعی با ظفر
رایتش با سرفرازی توامان
سوی اقلیمی که یک ره بنگرد
ابر آنجا فیض بارد جاودان
سوی هر لشکر که آرد روی قهر
گوش دوران نشنود جز الامان
اهل حاجت را درش دارالشفا
سایهٔ تیغش بود دارالامان
جاودان خلق جهان را مدحتش
چون کلام انوری ورد زبان
گر بود بر خوان احسانش دمی
جوع نفتد حاجتش دیگر به نان
شاخ طوبی با قلم در دست اوست
نونهال باغ جنت نایبان