غزل شمارهٔ ۳۱۳
سه شنبه 6 بهمن 1394 7:04 PMباز آهنگ بلایی میکنی
قصد جان مبتلایی میکنی
با وفاداری که دربند تو شد
هر زمان قصد جفایی میکنی
کی شود واقف کسی بر طبع تو
زانکه طرفه شکلهایی میکنی
گه گهی گر میکنی ما را طلب
آن نه از دل از ریایی میکنی
کیمیای وصل تو ناید به دست
زانکه هر دم کیمیایی میکنی
هست هم چیزی درین زیر گلیم
یا مرا طال بقایی میکنی
گردی از عشاق کشتن شادمان
راست پنداری غزایی میکنی