غزل شمارهٔ ۲۵۲
سه شنبه 6 بهمن 1394 6:56 PMای قبای حسن بر بالای تو
مایهٔ خوبی رخ زیبای تو
یاد زلفت برد آب روی صبر
آتش غم گشت خاک پای تو
صد هزاران دل به غوغا بردهای
شهر پر شورست از غوغای تو
هرچه خواهی از ستمکاری بکن
مینگردد چرخ جز با رای تو
گر به خدمت کم رسد معذور دار
کز غم تو نیستم پروای تو