درخت سایه‌اش را بی‌دریغ به تو می‌بخشد
  و خورشید گرمایش را  
و گل شمیم خوشش را،
باران طراوتش را و آسمان برکتش را
  و رود قطره قطره آبش را
    و پرنده نوای دل انگیزش را...
و همه و همه بخشیدن را از  خدایی آموخته‌اند که آن‌ها را زیبا آفریده...
  زیباترین آفریده خدا انسان است.
    تو برای بخشیدن چه داری؟
ثروتت؟
دانشت؟
جانت؟
همه این‌ها خوب است...
اما چرا از گنج بی‌پایانی که در وجودت داری خرج نمی‌کنی؟
    محبتــــــــــــــــــــــــ !
حاضری آنرا ببخشی؟
با خنده‌ای بر لبت
یا اخلاقی خوش
یا دستان پرمهری که بر سر کودکی خسته از کار می‌کشی...
یا با محبتی که به عشقت می‌کنی...
یا...
مطمئن باش گنجت تمام نمی‌شود بلکه زیاد خواهد شد...
از بخشیدنش دریغ نکن...

 

 

به رویا داشتن ادامه بده بگرد به دنبال نشانه هایی که رویایت را به امروزت متصل کند
بگذار موسیقی امروزت از آینده‌ی تو سرچشمه بگیرد بگذار نت های آینده‌ی تو همین امروز جاری باشند.
رویای شکل گیری یک سمفونی که دنیا را تکان می دهد، از نت های کوچکی کهامروز به ذهنت می رسد شکل می گیرد.
تو سمفونی ات را خواهی ساخت، آوازت را در دنیا جاری خواهی کرد و دیگران لبریز خواهند شد…
فقط اگر تــــــــــو رویاهایت را گم نکنی...