زنده رود رخصت میشود از فردوس برین و تقاضای حوران بهشتی یک شنبه 27 دی 1394 7:35 AM siryahya کاربر طلایی1 تعداد پست ها : 158652 | تاریخ عضویت : اسفند 1389 شیشهٔ صبر و سکونم ریز ریز پیر رومی گفت در گوشم که خیز آن حدیث شوق و آن جذب و یقین آه آن ایوان و آن کاخ برین با دل پر خون رسیدم بر درش یک هجوم حور دیدم بر درش بر لب شان زنده رود ای زنده رود زنده رود ای صاحب سوز و سرود شور و غوغا از یسار و از یمین یکدو دم با ما نشین ، با ما نشین زنده رود راهرو کو داند اسرار سفر ترسد از منزل ز رهزن بیشتر عشق در هجر و وصال آسوده نیست بی جمال لایزال آسوده نیست ابتدا پیش بتان افتادگی انتها از دلبران آزادگی عشق بی پروا و هر دم در رحیل در مکان و لامکان ابن السبیل کیش ما مانند موج تیز گام اختیار جاده و ترک مقام حوران بهشت شیوه ها داری مثال روزگار یک نوای خوش دریغ از ما مدار تشکرات از این پست تشکرات از این پست khodaeem1