• صفحه اصلی
  • مقالات
  • چندرسانه‌ای
  • گالری تصاویر
  • مشاوره
  • پرسش و پاسخ
  • انجمن‌ها
  • اخبار و تحلیل
  • احادیث
  • سبک زندگی
  • نرم افزار
  • موبایل
  • مشاهیر
  • پیامک
  • ویژه نامه
  • تولیدات فرهنگی
  • تقویم تاریخ
  • بازی
  • وبلاگ
  • معرفی پایگاه ها
  • مسابقات
  • آثار سینما و تلویزیون
  • پرندگان
  • کتابشناسی
  • فروشگاه
  • دایره المعارف موبایل
  • نظرسنجی
  • فراخوان ها
  • بنر راسخون
  • حافظ
راسخون
صفحه اصلی / انجمن ها / هنر / ادبیات / شعر / جاویدنامه اقبال لاهوری

زنده رود رخصت میشود از فردوس برین و تقاضای حوران بهشتی

یک شنبه 27 دی 1394  7:35 AM
siryahya کاربر طلایی1
تعداد پست ها : 158652
|
تاریخ عضویت : اسفند 1389 

شیشهٔ صبر و سکونم ریز ریز

پیر رومی گفت در گوشم که خیز

آن حدیث شوق و آن جذب و یقین

آه آن ایوان و آن کاخ برین

با دل پر خون رسیدم بر درش

یک هجوم حور دیدم بر درش

بر لب شان زنده رود ای زنده رود

زنده رود ای صاحب سوز و سرود

شور و غوغا از یسار و از یمین

یکدو دم با ما نشین ، با ما نشین

زنده رود

راهرو کو داند اسرار سفر

ترسد از منزل ز رهزن بیشتر

عشق در هجر و وصال آسوده نیست

بی جمال لایزال آسوده نیست

ابتدا پیش بتان افتادگی

انتها از دلبران آزادگی

عشق بی پروا و هر دم در رحیل

در مکان و لامکان ابن السبیل

کیش ما مانند موج تیز گام

اختیار جاده و ترک مقام

حوران بهشت

شیوه ها داری مثال روزگار

یک نوای خوش دریغ از ما مدار

 
 
 

 

تشکرات از این پست
khodaeem1
مشاهده در راسخون