گل گلدون
سه شنبه 7 دی 1389 12:10 PM
چاقاله توي اتاقش گلي تو گلدون داره حرف ميزنه با اين گل ميگه اون هم جون داره رو شاخهها و برگاش آب ميريزه هميشه ولي ميگه گل من چرا بزرگ نميشه؟ ميخواد تو خاك گلدون نون و غذا بريزه ميگه گلم گرسنه س كه مونده ريزه ميزه پروانههاي آرام دنياي ما محتاج پروانه ست با بودن پروانهها زيباست من مطمئنم حرفهاي او زيباترين آواز اين دنياست هرچند آنها ساكت و آرام در باغ ميگردند و ميبويند حس ميكنم حرف دل خود را روزي به مردم نيز ميگويند حس ميكنم پروانهها روزي مثل قناري شعر ميخوانند پروانهها هم درد دل دارند پس تا ابد ساكت نميمانند فرهاد حسنزاده