الاکلنگ هیجان،بالا یا پایین
دوشنبه 9 آذر 1394 5:47 PM
باید به این نکته توجه کرد که زمانه ما در حال تغییر و تبدیل سریع است و بسیاری از مسائل از گذشته متفاوت شده است. در این روزگار راه خود را گم کرده ایم و برای یافتن آرامش به همه جا سر می زنیم. به نوعی به یاد آن مثل قدیمی می افتیم که آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم. امروزه تلقی بدین سو می رود که درک و زبان مشترکی در بین افراد خانواده وجود ندارد و خواسته یا ناخواسته رو به افرادی می آورند که شاید هیچ سود و خیری برای آنان نداشته و این دوستی های خاص ممکن است سبب گرفتاری فرد گردد.
اگر ما منفی نگر بوده و همواره احساسات عصبی را تعقیب کنیم، سبب بی رغبتی و کسالت در کارها می گردد و اگر ما مثبت نگری پیشه کنیم سبب اندیشه ای منصفانه و گرایش به صبر و حوصله و دل گرمی در انجام فعالیت ها می گردد
به نظر می رسد تفکر و ایمان بهترین راه ها برای کنترل و مدیریت خودمان است و باید بدانیم اگر هیجانات کنترل نشود این دو عنصر نمی توانند کمک شایسته ای به ما بکنند. باید بدانیم وقتی هیجانات فردی برانگیخته می شود و خود را در مواجهه با رویداد های مختلف می بیند، نیازمند کنترل هوشمندی است تا بتواند خود را از این بزنگاه ها عبور دهد.
رخداد های مختلفی اعم از بد و خوب در زندگی آدمی اتفاق می افتد که برخورد درست و به جا و به اندازه می تواند سبب بهره برداری و موفقیت گردد و انسان باید برای دوستی و دشمنی خود هم ملاک قرار دهد. خود را در این جهت مورد سوال قرار دهد چرا؟چقدر؟چطور؟ این سوالات کلیدی سبب تعادل ما شده و ما را از افراط و تفریط دور می گرداند. ما باید در اتفاق های مثبت و منفی زندگی و از رخداد های تلخ و شیرین زندگی درس بگیریم و به اندیشه و علت یابی آنها بپردازیم. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: نتیجه تفکر این است که پنهانی های کار آشکار می گردد و در جایی دیگر می فرمایند نتیجه اندیشیدن آرامش روانی است.(1)
تفکر در امورات جاری زندگی سبب می شود، انسان کمتر از هیجانات آنی و عصبانیت های لحظه ای به مشکل بر خورده و مسائل برای شخص روشن تر می گردد. باید دانست هرچه فرد منطقی و متعادل باشد و نسبت به مسائل منصفانه تر برخورد کند، هیجانات وی طبیعی و متعادل شده و از عصبانیت نا به جا پرهیز می کند.آدمی وقتی اعماق وجود خود را جستجو می کند و در می یابد که واقع نگری او در موضوعات سبب فهم بهتر و همه جانبه از موضوعات و دریافت دقیق تری می شود.
برخی اوقات پیش می آید جوان در قضاوت های خود یک جانبه عمل کرده و خواسته هایی دارد که در نسل وی زیاد به چشم می آید. توقعاتی دارد که ممکن است سبب بروز هیجان های افراطی گردد و سبب بروز رفتار های غیر معقول شود، در مقابل می بینیم برخی از هیجانات و احساسات سبب سر زندگی و نشاط ما می شود و کمک می کنند تا به اهداف ارزشمند دست یابیم این هیجانات را هیجانات مثبت می نامند.
گاهی نیز هیجاناتی مانع از دستیابی به هدف های ارزشمند می گردند و همراه با عصبانیت و افسردگی ، فشار و خشونت خود را نشان می دهند. این نوع هیجانات انسان را از رسیدن به هدف های متعالی باز داشته و بدین گونه است که به این قسم از هیجانات هیجانات منفی می گویند.
اگر تفکر در امورات جاری زندگی سبب می شود، انسان کمتر از هیجانات آنی و عصبانیت های لحظه ای به مشکل بر خورده و مسائل برای شخص روشن تر می گردد
به طور کلی نگرش جوان در برخورد با مسائل گوناگون، موجب بروز هیجان ها و احساسات مناسب در روح و متجلی در رفتار وی می گردد. همچنین نگرش سبب ارزیابی او در ارتباط خود و دیگران می شود و این موضوع برای وی واکنش های جدیدی را به همراه می آورد. اگر ما منفی نگر بوده و همواره احساسات عصبی را تعقیب کنیم، سبب بی رغبتی و کسالت در کارها می گردد و اگر ما مثبت نگری پیشه کنیم و حسن ظن داشته باشیم سبب اندیشه ای منصفانه و گرایش به صبر و حوصله و دل گرمی در انجام فعالیت ها می گردد. این امرسبب می شود رفتار های متعادل از خود بروز دهیم، این شیوه از سلوک فردی و اجتماعی سبب زندگی با نشاط و سعادتمندانه می گردد و سبب حفظ و مراقبت از ارزش ها می شود.