یک روز بالشتَمو برمیدارم
جایِ خوابمو جمع میکنم
میندازم رویِ کولَم و
خودمو میبَرَم یک جایِ دور؛
و از روزهایِ سخت و کسِل کننده ای که دمار از حسِ قلب و روحم در اورده؛
بیدار میشم..