حرف هایت را با کسی بزن که
با جغرافیای کلمات آشناست ؛
کسی که …
می تواند وقت هایی که شبیه یک کوه یخی می شوی
آفتابی شود و آبت کند …
آرام … آرام …
بعد چکه چکه هایت را که لیز می خورند و می آیند پایین
با انگشت بسراند لای موهایت …
 
کسی که می داند
وقت هایی که سکوت می کنی
یعنی حرف هایت جایی گیر کرده اند …
و می تواند دست دراز کند
و آن همه کلمه ی بازیگوش را بگذارد توی دهانت !
کسی که ناگفته تو را بفهمد
چه شیرین است بودن این بعضی ها …