حالیا معجزه ی باران را باور کن!

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!

و محبت را در روح نسیم،


که در این کوچه ی تنگ،

با همین دست تهی،

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد.


خاک، جان یافته است.


تو چرا سنگ شدی؟


تو چرا این همه دلتنگ شدی؟