می گویند گنجشکی بر شاخه درخت تنومندی نشسته بود و هنگامی که خواست برود به درخت گفت:"درخت جان! محکم باش که میخواهم بلند شوم ! مبادا بلرزی!"


 درخت هم با آرامش به گنجشک گفت:"گنجشک جان! من نفهمیدم که تو کی آمدی که حالا میخواهی بروی!"