مرحوم حاج محمداسماعیل دولابی

💢 در جوانی اسبی داشتم، وقتی سوار آن می‌شدم و از کنار دیواری عبور می‌کـرد و سایه‌ی آن به دیوار می‌افتاد، اسبم به آن نگاه می‌کرد و خیال مـی‌کـرد اسـب دیگری است،

⚡️ لذا خرناس می‌کشید و سعی می‌کرد از آن جلو بزند و چون هر چه تند می‌رفـت، می‌دید هنوز از سایه‌اش جلو نیفتاده است، باز هم به سرعتش اضافه می‌کرد تا حدی که اگر این جریان ادامه می‌یافت، مرا به کشتن می‌داد.

√√ اما دیوار تمام شد و سایه اش از بین رفت و آرام گرفت.


✅ در دنیا وقتی به دیگران نگاه کنی، بدنت که مرکب توست، می‌خواهد در جنبه‌هـای
دنیوي از آنها جلو بزند و اگر از چشم و هم‌چشمی با دیگـران بـازش نـداری، تـو را بـه نابودی می‌کشد.