منزل بعلبک و ورود کاروان اسرا

 

چون حاملان سر مقدس امام حسين (ع) به بعلبك رسيدند، والي آنجا را از ورود خود ‏باخبر ساختند و او اهالي آنجا را به پيشواز فرستاد در حالي كه پرچمهايي را با خود حمل ‏مي‌كردند و فرزندان خود را به تماشاي اسيران آورده بودند.‏

در بحارالانوار آمده است كه ام‌كلثوم گفت: اباد الله خضراتهم ولا ‏اعزب الله شرابهم ولارفع الله ايدي الظلمه عنهم، خداوند عمران و آباداني آنها را نابود و آب ‏آنها را شيرين نگرداند و دست ستمگران را از سر آنها كوتاه نكند.‏



چون علي بن الحسين (ع) اين كلمات را شنيد فرمود:‏

و هو الزمان فلا تفني عجائبه// من الكرام و ما تهدي مصائبه
يا ليت شعري الي كم ذاتجاذبنا// فنونه و ترانا لم نجاذبه
يسري بنا وفق اقتاب بلا وطا// وسائق العيس يحمي عنه غاربه
كاننا من اساري الروم بينهم// كان ما قاله المختار كاذبه
كفرتم برسول الله و يحكم// فكنتم مثل ما ضلت مذاهبه



اين همان زمان است كه شگفتيهايش از نظر بزرگان پايان پذير نيست و مصائب آن ‏نامشخص است اي كاش مي‌دانستم كه مشغله‌هاي زمان تا به كجا ما را به دنبال خود ‏مي‌كشاند و مي‌بيني كه ما او را به خود نمي‌كشانيم ما را بر شتران عريان ذي جهاز در ‏هر شهر و دياري مي‌گردانند و كساني از دنبال دارندگان مهار شتران را حمايت مي‌كنند. ‏

گويا ما در ميان آنان چون اسيران روميان و گويا آنچه را پيامبر (ص) بيان فرموده است ‏نادرست بود! واي بر شما، نسبت به رسول خدا (ص) كفران پيشه كرديد و شمايان به گم ‏كرده راهي مي‌مانيد كه راهها را نمي‌شناسيد.‏

كوفيان آن شب را در بعلبك خفتند و بامدادان به راه افتادند و شبانگاه در نزديكي صومعه ‏راهي فرود آمدند و در آنجا منزل كردند.‏