شوال المكرّم


ماه شوال شامل رحلت بزرگانى و وقوع جنگ هائى است. كما اينكه چند نفر از بزرگترين دشمنان اهل بيت عليهم السلام‏ نيز در آن به درك واصل شده ‏اند. روزهاى 1، 3، 4، 5، 6، 8، 14، 15، 17، 25 را كه شامل اين وقايع هستند مرور خواهيم كرد:
- عيد فطر اولين روز اين ماه و جشن روزه دارى است.
- شهادت امام صادق عليه السلام، حضرت حمزه عليه السلام، وفات اباصلت هروى و حضرت عبدالعظيم عليه السلام روزهاى غم در اين ماه ‏اند، كه ويرانى قبور ائمه بقيع عليهم السلام نيز بر اين مصيبت ها افزوده است.
- مرگ عمرو بن عاص، قتل متوكل و مرگ عبدالملك بن مروان شيرين ‏ترين روزهاى اين ماه‏ اند كه دشمنان اهل بيت عليهم السلام در آن به درك واصل شده‏ اند.
از وقايع جنگى اين ماه جنگ خندق، حنين، قرقرة الكدر، حمراء الاسد، بنى قينقاع و حركت به سوى جنگ صفين را می ‏توان نام برد، و ورود حضرت مسلم عليه السلام به كوفه نيز از همين قبيل به شمار می ‏آيد.
- رد الشمس براى امیرالمومنین عليه السلام و توقيع امام زمان عليه السلام براى حسين بن روح وقايع مهم ديگرى هستند كه در اين ماه رخ داده‏ اند.

***
* یکم شوال
1 - عيد فطر:
اول ماه شوال روز عيد فطر است. قبل از نماز عيد خوردن مقدارى از تربت سيّد الشّهداء و نيز زيارت آن حضرت مستحب است.
(مسار الشيعة: ص 14. توضيح المقاصد: ص 25)

2 - مرگ عمرو بن عاص:
در سال 41 ه ق عمرو بن عاص خبيث در سن 90 سالگى به درك واصل شد.
(تتمة المنتهى: ص 41. مسار الشيعة: ص 15. قلائد النحور: ج شوال، ص 6. فيض العلام: ص 61 - 62. مستدرك سفينة البحار: ج 5، ص 213. الغدير: ج 2، ص 175. مروج الذهب: ج 3، ص 32)
- مادر او نابغه كنيزى بود كه عبدالله بن جذعان او را خريد و آزادش كرد. او به كار خلاف روى آورد، و چون قيمتش نسبت به ساير زنان خلافكار ارزانتر بود مراجعه كننده بسيار داشت. لذا آبروى عبدالله بن جذعان را برده بود. از جمله در طهر واحد، ابولهب و اميّة بن خلف و هشام بن مغيره و ابوسفيان و عاص بن وائل با او زنا كردند و عمرو عاص به وجود آمد.
- هنگامی كه وضع حمل كرد هر يك از آنان مدعى او شدند. آخر الامر قضاوت را بر عهده خود نابغه گذاشتند، و او هم عاص را انتخاب كرد. به او گفتند: چرا عاص را انتخاب كردى با اينكه بچه به ابوسفيان شبيه‏ تر است ؟ گفت: ابوسفيان بخيل است و عاص بهتر نفقه می ‏دهد ! اين عاص ملعون كسى بود كه پيامبر صلّى الله عليه و آله‏ را «ابتر» خطاب كرد و خاطر شريف حضرت را مكدّر نمود، تا آنكه سوره مباركه كوثر نازل شد.
(الغدير: ج 2، ص 120 - 123)
- با اين نسب و نژاد تعجبى ندارد كه او دشمن پيامبر و على بن ابى طالب عليهماالسلام باشد، عمرى با معاويه خون به دل امیرالمومنین عليه السلام كنند. واقعه صفين و قرآن بر سر نيزه كردن و شهادت مالك اشتر و واقعه حكمين و كارهاى ديگر آن ملعون روشن است.
او در وقت مرگ می ‏گفت: چنان است كه كوه رضوى را بر گردن من نهاده ‏اند و درون من پر از خار است و مرا از سوراخ سوزنى بيرون می ‏كنند!

2 - جنگ قرقرة الكدر:
در اين روز در سال 2 ه ق جنگ قرقرة الكدر به وقوع پيوست.
(مستدرك سفينة البحار: ج 5، ص 206)
اين نام مربوط به آبى متعلق به بنى سليم در سه منزلى مدينه است. سبب اين جنگ آن شد كه به سمع مبارك پيامبر صلّى الله عليه و آله رسانده بودند كه جمعى از بنى سليم و بنى عطفان در قرقرة الكدر اجتماع كرده‏ اند تا به مدينه شبيخون بزنند. لذا آن حضرت پرچم اسلام را به دست امیرالمومنین عليه السلام دادند و حضرت را با دويست نفر به آنجا فرستادند. هنگامی كه امیرالمومنین عليه السلام به آنجا رسيدند ديدند كه آن جماعت از آنجا گريخته ‏اند و تا آن حضرت آنجا بودند كسى بر نگشت.
(منتهى الامال: ج 1، ص 58)

***
* سوم شوال
1 - قتل متوكل:
در سال 247 ه ق در شب چهارشنبه متوكل عباسى ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسيد. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود.
(توضيح المقاصد: ص 26. تتمة المنتهى: ص 322. بحار الانوار: ج 50، ص 210. فيض العلام: ص 65. تاريخ سامراء: ج 3، ص 324. البداية و النهاية: ج 10، ص 385. تاريخ بغداد: ج 2، ص 119)
- متوكل بعد از واثق، در سال 232 ه ق به خلافت نشست. در ايام او لهو و لعب و طرب، مخصوصاً در مجلس او بسيار بود. او مردى خبيث السيرة بود و چنانچه امیرالمومنین عليه السلام فرموده بود، كافرترين آل عباس بود. عمرو بن فرج را والى مدينه و مكه كرد، و او به مردم دستور داده بود كه كسى به آل ابى طالب احسان نكند، و اگر كسى كوچكترين احسانى كند سخت عقوبت خواهد شد، به حدى كار بر علويين تنگ شده بود كه لباس هاى زنان علويه كهنه و پاره شده بود و پيراهن سالمی را براى نماز به نوبت می ‏پوشيدند، و نخ ريسى می ‏كردند، تا متوكل به درك واصل شد.
- از اعمال زشت و پست متوكل اين بود كه هميشه و در همه جا امیرالمومنین عليه السلام را به بدى ياد می ‏كرد، و به آن حضرت جسارت می ‏كرد. او 17 بار قبر مبارك حضرت سيّد الشّهداء عليه السلام را خراب كرد، ولى دوباره بنا شد. متوكل در راه زيارت آن حضرت دست قطع می ‏كرد و زوار را می ‏كشت.
- به خاطر جسارت هائى كه متوكل در مجلسى به امیرالمومنین عليه السلام كرد، منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم يا چهارم ماه شوال چند نفر از غلام هاى خاص پدر را مأمور كشتن وى كرد، و آنها در حالى كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خونش را ريختند و به دركات جحيم شتافت.
- در همان روزى كه متوكل به دستور پسرش منتصر كشته شد مردم با او در قصر معروف جعفرى بيعت كردند. منتصر مردى به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بيت پيامبر بود، و بر عكس پدر خود به آل ابى طالب احسان می ‏كرد و به هيچ وجه متعرض ايشان نمی ‏گشت.
- او زيارت امام حسين عليه السلام را آزاد كرد و مانع احدى نشد، و دستور داد فدك را به اولاد امام حسن و امام حسين عليهماالسلام رد كنند، و اوقاف آل ابى طالب عليه السلام را آزاد كرد و دستور داد كسى متعرض شيعيان على عليه السلام نشود. همچنين براى علويين و علويات مدينه اموالى فرستاد تا در ميانشان تقسيم شود. او در روز 25 ربيع الاول سال 248 بيمار شد و در پنجم ربيع الثانى هنگام عصر در گذشت و مدت خلافتش 6 ماه بود. گفته شده كه او مسموم شد به زهرى كه در شاخ حجامت ريخته بودند.
(تتمة المنتهى: ص 330 - 332. فيض العلام: ص 65، 66، 227. تاريخ الخلفاء: ص 357)

***
* چهارم شوال
1 - جنگ حنين:
در اين روز در سال 8 ه ق بعد از 15 روز از فتح مكه، غزوه حنين به وقوع پيوست.
(مستدرك سفينة البحار: ج 6، ص 65)
تعداد لشكر اسلام 12 هزار نفر از مكه و ده هزار نفر از مديته بودند. در اين جنگ چهار نفر شهيد شدند، و تعداد مقتولين از كفار را بيشتر از 300 نفر نوشته‏ اند.
(توضيح المقاصد: ص 26. بحار الانوار: ج 21، ص 181. الموسوعة الكبرى فى غزوات النبى الاعظم صلّى الله عليه و آله و سلّم: ج 5، ص 6)
يكى از موارد فرار ابوبكر و عمر در همين جنگ بوده است.
(فيض العلام: ص 73)
تاريخ اين جنگ را ماه رمضان، و 3 و 10 و 11 شوال هم نقل كرده ‏اند.
(فيض العلام: ص 67)

***
* پنجم شوال
1 - حركت به سوى جنگ صفين:
در سال 36 ه ق در چنين روزى امیرالمومنین عليه السلام براى رفتن به صفين آماده شدند، و ابو مسعود عقبة بن عامر انصارى را در كوفه جانشين خويش قرار دادند.
(تتمة المنتهى: ص 23. فيض العلام: ص 69)

2 - ورود حضرت مسلم عليه السلام به كوفه:
در سال 60 ه ق در چنين روزى حضرت مسلم عليه السلام وارد كوفه شدند.
(قلائد النحور: ج شوال، ص 17. فرسان الهيجاء: ج 2، ص 70. فيض العلام: ص 69. شرح احقاق الحق: ج 32ص 649. وقايع المشهور: ص 193)
- مردم كوفه به خدمتش شتافتند، و نامه امام حسين عليه السلام را استماع كردند و هيجده هزار نفر با آن حضرت بيعت كردند. جناب مسلم عليه السلام نامه‏ اى به امام حسين عليه السلام نوشت و بيعت كوفيان را اطلاع داد، و تشريف فرمائى آن جتاب را به كوفه خواستار شد.

***
* ششم شوال
1 - توقيع براى حسين بن روح:
روز يكشنبه سال 305 ه ق اولين توقيع امام عصر عليه السلام در دوران غيبت صغرى، براى جناب حسين بن روح رحمة الله صادر شد.
(بحار الانوار: ج 51، ص 356. غيبت شيخ طوسى: ص 227. وقايع المشهور: ص 193)

***
* هشتم شوال
1 - ويرانى قبور ائمه بقيع عليهم السلام:
در اين روز در سال 1344 ه ق قبور ائمه بقيع عليهم السلام و نيز قبر حضرت حمزه در احد به دست وهابيون تخريب شد.
(مستدرك سفينة البحار: ج 6، ص 65 - 66)
- علت و انگيزه تخريب اين قبور مطهّر در كتب مختلفى كه بر ردّ عقائد ضالّه وهابيّت تأليف شده، بيان گرديده است.
آنان اضافه بر قبور مطهّر ائمه معصومين عليهم السلام، ديگر قبور را هم تخريب نمودند كه عبارتند از:
- قبر منسوب به فاطمه زهرا سلام الله عليها، قبر مطهّر فاطمه بنت اسد سلام الله عليها مادر امیرالمومنین عليه السلام، قبر مطهّر حضرت امّ البنين سلام الله عليها، قبر ابراهيم پسر پيامبر صلّى الله عليه و آله، قبر اسماعيل فرزند حضرت صادق عليه السلام، قبر دختران پيامبر صلّى الله عليه و آله، قبر حليمه سعديه مرضعه پيامبر صلّى الله عليه و آله، و قبور شهداى زمان پيامبر صلّى الله عليه و آله.
- وهابيّان در سال 1343 در مكه گنبدهاى قبر حضرت عبدالمطلب ابى طالب، خديجه، و زادگاه پيامبر صلّى الله عليه و آله‏ و فاطمه زهرا سلام الله عليها را با خاك يكسان كردند. در جدّه نيز قبر حوا و ديگر قبور را تخريب كردند. در مدينه گنبد منّور نبوى را به توپ بستندولى از ترس مسلمانان قبر شريف را تخريب نكردند. در شوال 1343 با تخريب قبور مطهّر ائمه بقيع عليهم السلام اشياء نفيس و با ارزش آن قبور مطهّر را به يغما بردند.
- قبر حضرت حمزه عليه السلام و شهداى احد را با خاك يكسان كردند، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پيامبر صلّى الله عليه و آله، قبر اسماعيل پسر حضرت صادق عليه السلام و ديگر قبور را هم خراب كردند. در همان سال به كربلاى معلى حمله كردند، و ضريح مطهّر را كندند و جواهرات و اشياء نفيس حرم مطهّر را كه اكثراً از هداياى سلاطين و بسيار ارزشمند و گرانبها بود، غارت كردند و قريب به 7000 نفر از علماء، فضلا و سادات و مردم را كشتند. سپس به سمت نجف رفتند كه موفق به غارت نشدند و شكست خورده برگشتند.
(كشف الارتياب: ص 77. شهداء الفضيلة (علامه امينى): ص 388)

2 - جنگ حمراء الاسد:
(مستدرك سفينة البحار: ج 6، ص 65 - 66)
در اين روز در سال 3 ه ق جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. «حمراء الاسد» نام مكانى در اطراف مدينه است.
بعد از جنگ احد
(بنابر قولى كه جنگ احد را در هفتم شوال نقل كرده است)
و آمدن مسلمانان به مدينه، پيامبر صلّى الله عليه و آله براى آن كه مبادا قريش مراجعت كنند و به مدينه حمله نمايند امر نمود تا بلال ندا دهد: امر خداوند متعال است كه بايد آنان كه در احد حاضر بوده ‏اند و جراحت ديده‏ اند به تعقيب دشمن بروند. اصحاب كار معالجه را رها كردند و لباس رزم پوشيدند.
- امیرالمومنین عليه السلام هم با اينكه بيشتر از 80 جراحت برداشته بود و بعضى آنقدر عميق بود كه فتيله داخل آن قرار داده می ‏شدلباس رزم پوشيدند و رسول خدا صلّى الله عليه و آله در حاليكه به او نگاه می ‏كرد و می ‏گريست پرچم را به آن حضرت داد و مسلمين حركت كردند.
بعد از تعقيب و تاخت بر كفار، مسلمانان سه روز در حمراء الاسد ماندند و آنگاه به مدينه مراجعت كردند.
(بحار الانوار: ج 20، ص 1، 146. منتهى الامال: ج 1، ص 64)
***


ادامه دارد ......