"مولای غریبم"

 

یکی میانمان آنقدر عاشق نشد

 

که مثل یعـقـوب در نبودنت اشک بریزد

 

تا دست کم برایمان پـیـراهنی بفرستی

 

 

گر بر کَنم دل از تو و بردارم از تو مهر

 

آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم

 

دیدار توام آرزوست

 

بطلب آقاجان