دل من اخم نکن، اخم تو پایان من است

غم تو خاتمه ی چشمه ی باران من است

اوج دلتنگی من لحظه ی بی هم نفسیست

چشمه ی عشق تو چون شمع فروزان من است

گذرت نیست به این کوچه نمیدانم من،

که چرا هجر تو مجموعه ی زندان من است

غم دل خوردن و از اشک حکایت کردن

سرنوشت من و باران زمستان من است