خدای من یکسال گذشت

هرچه کردم دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم….

یکســال گذشتــــــــ

چهار فصل بیمار شدم ؛ شفایـم دادی

هراسـان شدم ؛ پناهــم دادی.

خدای من یکسال گذشتــــــ

پی تقدیری نیکــو پرسان می گشتم؛شب قـدر مرا خواندی

به سرخوانی پـر از عشقـت تا طلـوع آفتاب گریستم

و دستانـم به سویت بلنـد قلم رحمتتــــــــ بر صحیفه تقدیـرم

خواست که بنگارد؛تقدیر نیکوی را.