داره مشاعره میشه

با بخـــــار گـــــــــرم چایــــــی، سقف را

پر زباغ ســـــــرد شبنـــــم کـــرده‌ام

قُل‌قُل گرم سماور در اتاق

می‌برد من را به عصر كوزه‌ها

تنگ است این دل تنـــگ یاران قدیمی

دلـــخوش مکن که باز آید با ترانه

از یاد رفته بوی باران قدیمی