اتفاقی یه نفر اومده بود برای من تعریف میکرد ازچنین جلساتی.

میگفت خانومه داشت روضه ی حضرت زهرا میخوند.یه نفر شروع کرد بگه خانوم بوی سیب میاد.میگفت مداحه هم کمش نزاشت وگفت :خانوم فاطمه ی زهرا تشریف آوردن جلسمون.میگفت همه زدن زیر گریه

بعد میگفت یه دختر خانومی کنارش نشسته بود یه نگاهی به عقب کرد وگفت نه اون بچه هه پشت سرتون داره سیب میخوره