پاسخ به:آسان گیری( مهریه نشان ارادت یا قیمت گذاری؟)
سه شنبه 5 خرداد 1394 12:46 PM
خودِ آن کسی که مشرّع مِهر است – که نبی اکرم باشد – که از همه کائنات بالاتر است و دخترِمطهره و عزیزهی او که از همهی زنان عالم از اولین و آخرین بالاتر است و شوهر او که امیرالمؤمنین باشد که از جمیع خلایق از اولین و آخرین بعد از پیامبربالاتر است، برای این دو نفر که جوان بودند، زیبا بودند، عنوان داشتند، محترم بودند، اول شخص مدینه بودند، دیدید پیغمبر چقدر مِهر قرار داد؟
پیامبر آمد همه اینها را شکست، برای اینکه مانعن ازدواج میشود. اینها مانع از ازدواج دخترها و پسرها میشود. گفت این چیزها را رها کنید. ازدواج شروعش آسان است. از لحاظ شرایط مادی، سهل ترین است، آنچه که در ازدواج مهم است رعایتهای بشری و انسانی است.
خیال نکنید آن وقتها مهریهی زیاد و سنگین با جهیزیهی زیاد سرشان نمیشد. چرا آقا! آن وقتها هم بعضی، از این بیعقلیها مثل بیعقلیهای زمان ما را داشتند که مثلاً یک میلیون مثقال طلا مِهریهی دخترشان بکنند. درست مثل همین بیعقلیهایی که امروزه بعضیها دارند. این کارهای مبالغهآمیزِ این طوری اصلاً کار جُهّال است. اسلام آمد همهی اینها را به هم ریخت. نه اینکه پیامبر بلد نبودند بگویند دختر من هزار شتر سرخ موی با فلان شرایط باید مهریّه اش باشد.چرا میشد؛ منتهی اسلام همه را بهم ریخت.
مِهریهی سنگین مال دوران جاهلیّت است. پیامبر اکرم آن را منسوخ کرد. پیامبر از یک خانواده اعیانی است. خانوادهی پیغمبر ، تقریباً اعیانیترین خانوادهی قریش بودند. خود ایشان هم که رئیس و رهبر این جامعه است. چه اشکالی داشت دختر به آن خوبی که بهترین دختران عالم است و خدای متعال او را «سیدة النّساء العالمین » قرار داد « مِن الاَوّلینَ و الآخِرین» ، با بهترین پسرهای عالم که مولای متقیان است میخواهند ازدواج کنند، مهریهی ایشان زیاد باشد؟ چرا ایشان آمدند و این مهریهی کم را قرار دادند که اسمش « مَهرُ السُّنَّة »[3]است.
من گمان میکنم اینکه در جهیزیهی حضرت زهرا این قدر سادگی رعایت شد و در مهریهی ایشان و همهی اهل بیت پیامبر به آن مهر کم، « مَهرُ السُّنَّة » مقیّد بودند، در حالی که همه قبول داشتند که بیش از «مَهرُ السُّنَّة » هم جایز است، امّا این حد را حفظ کردند. این یک جنبهی نمادین داشت. برای اینکه بین مردم مبنا و پایهای باشد برای عمل به آن، تا دچار این مشکلاتی که بر اثر زیاده رویها پیش میآید، نشوند.
اینکه میبینید ما گفتیم 14 سکه بیشتر را عقد نمیکنیم، نه برای این است که چهارده سکه بیشتر اشکالی در ازدواج ایجاد میکند. خیر. چهارده هزار سکه هم باشد، ازدواج اشکالی ندارد. فرقی ندارد. برای این است که آن جنبهی معنوی ازدواج، غلبه پیدا کند بر جنبهی مادّی. مثل یک تجارت و معامله نباشد. داد و ستد مادّی نباشد. اگر تشریفات را کم کردید، جنبهی معنوی تقویت خواهد شد.
مهریّه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیکتر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدّس یک مهریّهای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. امّا نباید سنگین باشد. بایستی عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.
در ازدواج، آنچه که اتفاق میافتد، یک حادثه و پیوند انسانی است، نه یک معاملهی پولی و مالی، اگرچه یک مالی هم در بین هست در شرع مقدّس اسلام، آن مال جنبهی نمادین دارد. جنبهی رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست.
اگر کسی برای دختر خود اهمیّت قائل است، یا دختری برای خود ارزش قائل است، راهش این نیست که بگوید باید مِهریهی ما را زیاد کنید. مهریّه هر چقدر کمتر باشد،جنبه انسانی این پیوند بیشتر است.
هیچ پولی، هیچ ثروتی، معادل یک انسان نمیشود، نه هیچ مهریّهای میتواند قیمت سرانگشت یک زنِ مسلمان باشد و نه هیچ درآمدی برای یک مرد یا زن میتواند معادل با شخصیّت او باشد. کسانی که مهریّههای دخترشان بالا میبرند، اشتباه میکنند. این احترام نیست. این بیاحترامی است. برای اینکه با بالا بردن مهریّه، شما جنس این معاملهی انسانی را، یعنی یکی از دو جنس معاملهی انسانی را – چون هر دو در مقابل هم هستند – تنزّل میدهید به حدّ یک کالا و یک متاع میگویید دختر من آنقدر میارزد. نه آقا! دختر شما اصلاً با پول قابل مقایسه نیست...
این مهریّه یک سنت اسلامی و الهی است. برای این نیست که در مقابل این موجود شریفِ عزیزِ انسانی، انسان بخواهد یک چیزی بدهد.
گاهی اوقات مرد آنچنان است که زن هر چقدر هم مهریّه داشته باشد میگوید: مهرم حلال، جانم خلاص. مِهریّه که کسی را خوشبخت نمیکند... روش شرعی، انسانها را خوشبخت میکند.
محبّت هم به این چیزها بستگی ندارد. هر چقدر که پول در این طور مسائل کمتر باشد، عنصر مادّی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت میشود؛ محبّت بیشتر میشود.
بعضی خیال میکنند مهریّهی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک میکند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریّهی سنگین هیچ معجزهای نمیتواند بکند.
بعضی از خانوادههای طرف عروس میگویند که ما مهریّهی آنقدر بالا نمیخواهیم ولی خانوادهی داماد برای پز دادن و تفاخر میگویند نه نمیشود! چند میلیون یا فلان قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریهی بالا خوشبخت نشد. اینهایی که خیال میکنند اگر مهریّه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد،اینها اشتباه میکنند. ازدواج اگر چنانچه با محبّت بود، با وضعیّتِ درست بود، بیمهریّه هم متزلزل نمیشود. ولی اگکر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریّه هر چقدر هم که زیاد باشد، مردِ بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریّه هم فرار کند.
بعضیها میگویند ما مهریّه را سنگین میکنیم برای اینکه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است. هیچ مهریّهی سنگینی مانع از طلاق نمیشود و نشده است. آن چیزی که مانع طلاق میشود، اخلاق و رفتار است. رعایت موازین اسلامی است.
کسانی که مهریهی بالا برای خانمشان قرار میدهند، به جامعه ضرر میزنند. خیلی از دخترها توی خانه میمانند، خیلی از پسرها بیزن میمانند، بخاطر اینکه این چیزها وقتی در جامعه رسم شد، سنّت و عادت شد، به جای «مَهرُ السّنّة»، به جای اینکه مهر پیغمبرسنّت باشد، وقتی مهر جاهلی سنت شد، اوضاع، اوضاع جاهلی خواهد شد.
اگر چنانچه در ازدواج بحث مادیّات عمده شد، این معامله عاطفی و روحی و انسانی تبدیل خواهد شد به معاملهی مادّی. این معاملههای گران، این جهیزیّههای سنگین، این چشم و همچشمیها و این به رخ کشیدن ثروتها و پولها – که برخی از افراد غافل و بیخبر میکنند – ازدواج را در واقع خراب میکنند. لذاست که در شرع مقدّس مستحب است مهریّه کم گرفته شود که « مَهرُ السّنّة » مورد نظر است.
اگر مهریّهها سنگین شد، ازدواجها مشکل خواهد شد، پسرها و دخترها بیخانمان خواهند ماند. هر چه آسانتر بگیرید بهتر است.
من از مردم سراسر کشور خواهش میکنم که آن قدر مهریّهها را زیاد نکنند. این سنّت جاهلی است. این کاری است که خدا و رسول در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمیگوییم حرام است. نمیگوییم ازدواج باطل است. امّا خلاف سنّت پیامبر و اولاد ایشان و ائمهی هدی و بزرگان اسلام است. خلاف روش اینهاست و بخصوص در زمان ما که کشور احتیاج دارد به اینکه همهی کارهای صحیح، آسان شود، هیچ مصلحت نیست که بعضی ازدواجها را این طور مشکل کنند.